Internet
January 5, 2005
persianblog.com
Iran
NYrock
Interview
در حال كاركردن با Helnwein يكي از تاثيرگذارترين هنرمندان تصويري عصر ما هستي چه طور چنين اثري خلق شد؟
من پسراو Cyril را در افتتاحيه نمايش فيلم Resident evil ديدم Tim skold و من هم دعوت داشتيم براي بزرگداشت جنبش هنري اكشنيست هاي وين كه افرادي چون Helnwein و Brus درگير آن بودند من خودم را كاملا سياه و Tim را سفيد رنگ كردم و به تن او لباسي پوشاندم كه زماني Brus برتن كرده و به خاطر آن بازدشت شده بود مرد جواني به طرفم آمد و گفت : پدرم ميخواهد شما را ملاقات كند و كتابي به دستم داد در صفحه اول كتاب تصويري از Brus بود كه درست مثل Tim در آن لباس بود آن زمان بود كه فهميدم بايد سريعا با Helnwein تماس بگيرم و بلافاصله شروع به همكاري با هم كرديم
NYrock - interview with Marilyn Manson.
MM: من پسراو Cyril را در افتتاحيه نمايش فيلم Resident evil ديدم Tim skold و من هم دعوت داشتيم براي بزرگداشت جنبش هنري اكشنيست هاي وين كه افرادي چون Helnwein و Brus درگير آن بودند من خودم را كاملا سياه و Tim را سفيد رنگ كردم و به تن او لباسي پوشاندم كه زماني Brus برتن كرده و به خاطر آن بازدشت شده بود مرد جواني به طرفم آمد و گفت : پدرم ميخواهد شما را ملاقات كند و كتابي به دستم داد در صفحه اول كتاب تصويري از Brus بود كه درست مثل Tim در آن لباس بود آن زمان بود كه فهميدم بايد سريعا با Helnwein تماس بگيرم و بلافاصله شروع به همكاري با هم كرديم NYrock: واكنش مردم نسبت به كار مشترك تان چه گونه بود؟ برخي از عكسها كمي پريشان و مشوش به نظر ميرسيدند...... MM: بامزه بود برخي از عكسها را بدون اينكه بگوييم چه هستند يا قرار است با آنها چه كنيم بيرون داديم اين كه آيا روي جلد دوران طلايي هست يا نه حتي كمپاني انتشار آلبوم هم نميدانست منظورمان چه هست حدس زدند كه براي روي جلد آلبوم است و حسابي عصباني شدند بايد با اين جلد چه غلطي بكنيم؟ بنابراين به آنها گفتم كه نگران نباشند اين براي آلبوم نيست و به آنها آن عكس با گوش هاي ميكي ماوس را نشان دادم كه آنها را بيشتر شوكه كرد اما اين رفتاري من با افراد عادي است كه خيال ميكنند تنديس صلاحيت هستند NYrock: به نظر مي رسد كه تو از آنهايي نيستي كه اجازه بدهي كمپاني ها زور بگويند.... MM: وقتي آنها در مورد كار جديد به من غر مي زدند من صدايم را وقتي يك ساعت و نيم با گربه ام حرف ميزدم ضبط كردم و به آنها دادم و گفتم اين قطعه جديد است قاطي كردند و ميخواستند مرا بستري كنند شرط ميبندم دنبال راهي براي فسخ قرارداد به دليل بيماري ذهني من ميگشتند NYrock: به نظر ميرسد اعضاي تيمت در هر آلبوم عوض مي شوند آخرين نفري كه بيرون رفت دوستت twiggy بود MM: او خودش به من مي گفت كه ديگر از بودن در گروه احساس لذت نمي كند ميگفت كه خلاقيت اش از هم گسيخته و اشتياقش از بين رفته است از آن زمان مشخص بود كه بايد از لحاظ موسيقي از هم جدا شويم twiggy تنها نوازنده بيس نبود او يك دوست هم بود و مطمئنا من ميتوانستم متقاعدش كنم تا بماند اما در اين صورت هيچ كار خيري براي گروه و خودش انجام نداده بودم خيلي مهم است كه كاري را كه ميكني دوست داشته باشي حركاتي كه ميكنم رفتاري كه دارم و كاري كه انجام ميدهم چون قلبم در آن است انجامش ميدهم چون دوستش دارم و از آن لذت ميبرم و احساس ميكنم كه احتياج دارم كه اين كار را بكنم اگر به نقطه اي برسم كه ببينم مجبورم كارهايي را بكنم كه مردم از مرلين منسون توقع انجامش را دارند تمام است ميروم twiggy هم چنين احساسي را پيدا كرد من و برايش در هر زمينه اي كه فعاليت كند و آنجا خوشي را بيابد آرزوي موفقيت كردم ما هنوز با هم رفيق هستيم اما از لحاظ موسيقي بايد هركدام راه خودمان را برويم ما هميشه در مورد هر آلبوم جديد فكر ميكرديم كه بايد گروه را يك پله جلوتر ببريم و هنوز هم به اين باور اعتقاد دارم اما گاهي اوقات رسيدن به چنين وضعيتي قدرت زيادي ميخواهد و بسيار سخت ميشود NYrock: او حتي اسم Twiggy را هم كنار گذاشت خيلي تعجب آور است..... MM: من هم هيچوقت فكر نميكردم اين كار را بكند شايد ميخواهد سعي كند كه هويت جديدي پيدا كند و راه خود را برود به هرحال نام Twiggy هميشه چسبيده به مرلين منسون است و شايد دليلش اين باشد هيچ شكي در اين وجود نداشت او از لحاظ موسيقي به طور مستقل هم فوق العاده است اما شايد ميخواهد فهميدن و درك اين موضوع را براي مردم راحت تر كند NYrock: تو با Tim skold به عنوان تهيه كننده شروع به كار و بعد او نوازنده بيس شد.... MM: وقتي Tim به عنوان تهيه كننده به ما ملحق شد همان انرژي و اشتياقي را كه من داشتم در گروه گذاشت من شخصا فكر ميكنم او يكي از بهترين تهيه كنندگاني است كه افتخار همكاري با او را داشته ام در گذشته ما سعي داشتيم در يك آلبوم خيلي جنس بگذاريم كه به نوعي سرريز مي شد با تشکر : پرهام مونس یار 2 نوشته شده در يکشنبه بيست و هفتم دي 1383ساعت 22:3 توسط پرهام مونس یار | 2 نظر مصاحبه با مارلین منسون قسمت اول NYrock: به رغم تمام موفقيت هاي تو برخي معتقدند كه اگر بر چسب " راك تكان دهنده" را به تو بچسبانند همه چيز را توضيح ميدهد..... من هميشه اين ميل را داشتم كه مردم را تحريك كنم و آنها را به فكر كردن وا دارم براي من تنها تكان دهنده بودن چالش مهمي نيست بايد در آن چيزي فراتر از تحريك وجود داشته باشد بايد در آن "هنر" باشد براي بسياري از مردم هنر تنها يك چيز دردناك است كه بايد در مدرسه انجام داد در حالي كه اينطور نيست هنر رويا پردازي است خلاقيت است انديشه پردازی است نمايش است هنر من هميشه شيوه اي براي بيان "استقلال" و شخصيت خودم بوده اگر برخي مردم را تكان ميدهد و آزرده شان ميكند من نميتوانم كاري در اين مورد بكنم كاري كه "بخواهم" انجام ميدهم به جاي اين بايد از خودشان بپرسند چرا موسيقی من را تكان دهنده يافته اند؟ تا شايد بتوانند ديد جديدي را در خود گسترش دهند و به روش جديدي براي نگريستن دست پيدا كنند شايد درك آنها از هنر با تحول در شيوه مواجه با آن تغيير كند من حالم از كساني كه فكر ميكنند هنر الزاما بايد در نظر انسان زيبا و لذت بخش باشد بهم ميخورد هنر ميتواند زيبا باشد اما در عين حال ميتواند اضطراب آور گروتسك و ترسناك باشد از ارزش آن كم نميكند در هر صورت چه كسي هنر را تعريف ميكند؟ "هيتلر" سعي كرد هنر را تعريف كند او حتی برخي آثار هنري را با منحط و ضايع ناميدنشان ممنوع كرد هيتلر قدرت و اراده خود را تحميل كرد و هنر هايي كه فاسد ميشمرد ممنوع قلمداد كرد مطمئن نيستم كساني كه چنين توصيفي را براي بيان موسيقي من بكار ميبرند و سعي در ممنوع كردن هنر من دارند نسبت به عواقب و تاثيرات اين طرز تلقي شان آگاه باشند NYrock: به همين دليل است كه نام آلبومت را دوران طلايي گروتسك گذاشته اي؟ هنر من پيش از اين هم گاهي گروتسك ناميده ميشد فكر ميكنم دوران طلايي گروتسك چيزي فراتر از اين باشد اگر به لغت گروتسك در لغت نامه مراجعه كنيد نوشته است : انحراف آشكار از طبيعي مقبول و يا كليشه اي بودن اين معنا براي من مفهومي ديگر از فرد گرايي است تنها به اين دليل كه چيزي را خلق كرده اي هنر ساخته نميشود آنچه ميسازي هنر نيست كامل نيست تا زماني كه فرد ديگري آن را دريافت كند مهم نيست كه از آن خوششان بيايد يا بدشان بيايد بلكه اين مهم است كه تا وقتي كسي آن را نشنيده نديده يا به هر طريقي تجربه اش نكرده آن تبديل به چيزي نميشود NYrock: آيا تو خودت را هنرمند ميداني يا سرگرمي ساز؟ سرگرمي اگر در راه درست استفاده شود ميتواند هنر باشد متاسفانه ما با اين ايده بزرگ شده ايم كه هر چيز سرگرم كننده ای نازل تر از هنر است يا آن قدر جدي نيست يا توجه كمتري را ميطلبد من اصلا با اين نظر موافق نيستم من فكر ميكنم كه هر هنري كه قادر باشد مردم را حركت دهد وكسي بتواند حين تجربه آن چيزي را حس كند راضي كننده و ارزشمند است مهم نيست كه چه ناميده ميشود و چه برچسبي بر آن باشد يا از كدام ژانراين نوع هنري است كه من ميخواهم به مردم بدهم اما فكر نميكنم كه كاري قهرمانانه باشد فقط ميخواهم بفهمند من به واكنش آنان نيازمندم و هنر من پيش از اينكه كسي تجربه اش كند كامل نيست اين دليل ديگري است كه آن را منتشر ميكنم در گذشته نگاه هاي متفاوتي به هنر و سرگرمي داشتند كه با آن مخالفم "هنر ميتواند سرگرم كننده و سرگرمي ميتواند هنر باشد" اما تفاوتي بين سرگرمي ساز و هنرمند وجود دارد سرگرمي ساز وقتي اجرا تمام ميشود متوقف ميشود اما هنرمند براي هنر زندگي ميكند NYrock: به هنر ممنوع برگرديم در گذشته مشكلاتي داشته اي مردم بيش از يك بار سعي كردند كه تو را ممنوع كنند گفتند تو خطري براي جامعه هستي و از اين قبيل حرف ها.... مردمي كه فكر ميكنند من تهديد يا خطري براي روش بزرگ شدن فرزندشان و يا مذهب و اخلاقياتشان هستم بايد دوباره "اخلاقيات و بچه بزرگ كردنشان را محك بزنند" اگر تعليماتشان تا اين حد شكننده باشد كه فردي مثل من تهديدي براي آن باشد آيا واقعا ميتوانند به تعليماتشان باور داشته باشند؟ اگر تعليماتشان به آن خوبي كه ادعا ميكنند باشد بنابرين من نبايد بتوانم ناراحتشان كنم تعجب ميكنم كه چطور مردمی كه فكر ميكنند من تهديدي براي اخلاقيات هستم توجهي به مشت زني يا كشتي حرفي اي نميكنند كجا ميتوانند چنين خشونت باشكوهی را ببينند قهرماناني در لباس هاي عجيب و غريب مرداني در لباس هاي چسبان كه آشكارا با وحشي بازي و خشونت عجين هستند پایان قسمت اول با تشکر : پرهام مونس یار 2 نوشته شده در يکشنبه بيست و هفتم دي 1383ساعت 16:27 توسط پرهام مونس یار | نظر بدهید آدم بی اهمیت The Nobodies




back to the top