Internet
June 15, 2010
leviathank.wordpress.com
لویاتان
by leviathan
کینه « لویاتان
داستان کوتاه بغض و کینه، Spite اثر: سم سیلوا، Sam Silva ، ترجمه از لویاتان.
مادر مشغول بسته بندی و پیچیدن کیک های شکلاتی بود که برای کمک به یتیم خانه خریده بود. سف، به پایین پله ها آمده و در همان راهرویی که به ناهار خوری منتهی می شد و مادر در آن کار می کرد، ایستاد. سف یک روز پیش تلاش کرده بود با یک ریسمان نازک خودش را دار بزند. گویا در یک موقعیت گیج کننده و یا یک لحظه ناامیدی قرار گرفته بود. حالا هم می خواست بداند برای این کاری که کرده به جهنم می رود یا نه. در حالی که مادر مشغول پیچیدن شکلات ها بود، سف هم به این مسئله فکر می کرد. مادر یک ریسمان کلفت را برداشت و گره را نشان داد و گفت: ببین سف! به این می گویند گره طناب دار!…… دفعه ی بعد که داری با طناب بازی می کنی، این یادت باشد.
Mother's Day, By: Gottfried Helnwein Untitled, By: Gottfried Helnwein Mother's Day 3, By: Gottfried Helnwein The Christening Present II, By: Gottfried Helnwein
دسته‌ها: ترجمه برچسب‌ها: مادر, یتیم خانه, کودک, گره, ترجمه, جهنم, خودکشی, داستان کوتاه, سم سیلوا, طناب دار 2 پاسخ تا اینجا *
صندوقک // ژوئن 15, 2010 در 8:29 ق.ظ. | پاسخ :( ، راستی نوشته قبلی عالی بود. o leviathan // ژوئن 15, 2010 در 9:01 ق.ظ. | پاسخ مرسی :) نوشتن دیدگاه برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید. نام رایانشانی وب‌گاه مرا از دیدگاه‌های پس از این، به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن. مرا در مورد نوشته‌های تازه به وسیله‌ی رایانامه آگاه کن. * آویزه ملتی که تاریخ و گذشته خود را نداند، مجبور به تکرار آن است. *




back to the top